‏نمایش پست‌ها با برچسب نیما یوشیج. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نیما یوشیج. نمایش همه پست‌ها

145

بعضی فقط الفاظ را مزه مزه می کنند و می خواهند که مزه مزه شده ی خودشان را به دیگران بچشانند. حال آن که مزاج ها در همه ی زمان ها متفاوت بوده و هست. بعضی ها هستند که بلااختیار زندگی را مزه مزه می کنند و مزه ی زندگی را با الفاظ مناسب و مخصوص خود می چشانند. عدد آن ها به طور انگشت شمار چندتایی شاید بیشتر نباشد اما به واسطه ی رویه ی مسلمی که دارند، در الفاظ و ترکیب دادن آن ها محتاج به تغییر دادن وضع، موضع و فرم شده اند. به فرم های دیگر جا و منزلی برای زندگی می دهند. می دانند که فرم هم مثل انسان حیات و ممات دارد. هنر را با خودشان می برند، به طوری که زندگی آن ها را با خودش می برد. کارشان تناقض دارد با کار آن هایی که در برابر زندگی علیل و دست و پا شکسته ایستاده اند. مثل آن ها مثل کسانی است که میوه ای را می خورند فقط برای مزه اش و کسان بیماری که میوه ای را برای خاصیت مخصوصی که در آن است می خورند. هر چند که آن میوه چندان هم مزه ندهد، احتیاج مبرم خود را به آن حس کرده و درخواست مفرطی به آن نشان می دهند .

آخرین نبرد / نیما یوشیج - مقدمه ای بر دفتر شعر اسماعیل شاهرودی

144

کسی از آینده که درون شماست و خود شما هستید خبر نمی دهد ، اما چه چیز خواهد بود. هنر شما با تکنیک زورمندی که داشته باشد در پنج شش سال پیش یا پنج شش سال بعد، اگر هنر شما از حال و واقعیتی حکایت نکند؟ فاصله و زمان قادر به بیرون کشیدن هنر از حال خشکی آن نخواهد بود. به روی هر ایجادی یک ایجاد دیگر باید باشد. شما با کدام نیرویی به جز با احساسات تند و تیز خودتان این حال و واقعیت را ایجاد خواهید کرد، عموما خیال می کنند که احساسات تند و تیز فقط از خواص دوره ی جوانی است اما می بینیم که احساسات فراهم آمده قبلا با تاثرات خود شخص رابطه داشته اند. افکاری که بعدا پیدا می شوند و طرز زندگی در آن دخیل است. چشم ما به طرف چیزهایی که تازه فهمیده شده اند باز می دارد. ما را برای تاثری تازه تر که سابقه نداشته است حاضر و آماده می کنند. این تاثرات که وجودهای قبلی در طبیعت شخص هستند، در پیدایش آن احساسات تند و تیز دخالت دارند؛ یعنی ما از چیزی برانگیخته می شویم که قبلا با وجود داشتن همه گونه فهم و شعور برانگیخته نمی شدیم .

آخرین نبرد / نیما یوشیج - مقدمه ای بر دفتر شعر اسماعیل شاهرودی