‏نمایش پست‌ها با برچسب فرخی سیستانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فرخی سیستانی. نمایش همه پست‌ها

481 - مرحبا ای بلخ بامی

باغ گردد گلپرست و راغ گردد لاله گون
باد گردد مشکبوی و ابر مروارید بار
باغبان برگرفته دل به ماه دی زگل
پر کند هر بامدادی از گل سوری کنار ...
هر چه زیور بود نوروز نو آیین آن همه
برد برگلهای باغ و راغ نوروزی به کار ...
از فراوان گل که برشاخ درختان بشکفد
راست پنداری درختان گوهر آوردند بار
بامدادان بوی فردوس برین آید همی
از در باغ و در راغ و زکوه و جویبار
گل همی گل گردد وسنگ سیه یاقوت سرخ
زین بهار سبز پوش تازه روی آبدار ...

فرخی سیستانی

480

پیش آی و مرا از طلب بوسه تهی کن
وین بار گران از دل غم کوفته بردار

فرخی سیستانی

154

کاشکی دل نبودیم که مرا
این همه درد و سختی از دل خواست
دل بود جای عشق و چون دل شد
عشق را نیز جایگاه کجاست
دل من چون رعیتی ست مطیع
عشق چون پادشاه کامرواست
بزد و بُرد هر چه بیند و دید
کُند و کرد هر چه خواهد و خواست
وای آن کو به دام عشق آویخت
خنک آن کو ز دام عشق رهاست ...

فرخی سیستانی