‏نمایش پست‌ها با برچسب آیدا عمیدی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آیدا عمیدی. نمایش همه پست‌ها

93

ساده نیست
صبح بیدار شوی و ببینی چهاردهم بهمن است
و پاییز هنوز تمام نشده
راه که می روی تنت خش خش کند
و تکه های جوانیت زیر پای رهگذران لگد شود ...

آیدا عمیدی

69

چاقویی در حافطه ات فرو رفته
قطره‌های کلمه بر تنت ماسیده اند
و من دیگر دستی برای نوازش ندارم ...

آیدا عمیدی